سفارش تبلیغ
صبا ویژن

جرعه‏ای از زلال وحی = 02

وحی

در دو آیه، از قرآن به عنوان «وحی» یاد شده است و در یک جا می‏فرماید، قرآن یگانه معرفت وحیانی است که به رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وحی می‏شود. در اصل، وحی به معنای سرعت است؛ سپس کلمه وحی به هرگونه فهماندن پنهانی اطلاق شده است. در اصطلاح اندیشمندان اسلامی، وحی به معنای القای مطلبی از سوی خداوند متعال به پیامبران است که اشکال گوناگونی دارد: گاه با واسطه است و گاه بی واسطه؛ گاهی دیگران هم آن را می‏شنوند و گاه نمی‏شنوند؛ زمانی از طریق مکتوبی است که پیامبران می‏بینند و وقتی مطلبی است که به قلب‏شان الهام می‏شود؛ علت اطلاق وحی به قرآن این است که پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله معارف قرآن را از سوی خداوند متعال، به صورتی که برای دیگران غیرمحسوس بود، دریافت می‏کردند.

 

حکیم

«حکیم» از جمله اوصافی است که در برخی از آیات، به عنوان صفتی برای قرآن ذکر شده است. این تعبیر 97 بار در قرآن کریم آمده و به معنای استوار، مُتقَن، دارای حقیقت، فرزانه و... به کار می‏رود. در این‏که چرا به قرآن حکیم گفته‏اند، احتمالاتی داده شده که از جمله آن‏هاست: با حکمت بودن، عدم اختلاف و تناقض در بین آیاتش، عدم نسخ آن، محفوظ ماندن آن از هر گونه تغییر و تحریف، حاکم بودن آن بین حق و باطل، حلال و حرام و بهشت و جهنم و... . در هر حال، مناسب‏ترین توجیه آن است که: از آن‏جا که آیات قرآن با نظم و انسجام بسیار شگفت‏انگیز و معانی و مفاهیم بدیع و تازه، و در عین حال استوار و مُتقَن تدوین شده است و به لطف خداوند متعال، تا ابد از هرگونه تبدیل و تحریف محفوظ خواهد ماند، به آن حکیم گفته‏اند.

 

هُدی

در برخی از آیات، با تعابیر گوناگونی از قرآن کریمْ به عنوان کتاب هدایت یاد شده است. از آن‏جا که انسان برای رسیدن به کمال شایسته است، باید خود را بشناسد و هدف از آفرینش و راه کمال و سعادتش را تشخیص بدهد. خداوند متعال، رسولان الهی و کتاب‏های آسمانی را به منظور تحقق همین هدف فرستاده است. قرآن کریم، کامل‏ترین کتاب هدایت و عالی‏ترین برنامه زندگی است. واژه «هدی» که به عنوان صفت قرآن در آیاتی به کار رفته، 85 بار در مجموع آیات الهی ذکر شده است. قرآن به این دلیل که وسیله هدایت است و هیچ‏گونه گمراهی در آن راه ندارد، به «هدی» نام‏گذاری شده است. خداوند در آیات قرآن، از هدایت با تعابیری چون هُدی، یَهدی، هادی و... یاد کرده است.

 

صراط مستقیم

تعبیر «صراط مستقیم»، 43 بار در قرآن کریم به کار رفته است. صراط مستقیم، راهی است که خدای سبحان برای هدایت انسان معیّن کرده است. آغاز این راه، در فطرت الهی همه انسان‏ها و پایان آن، لقای خداوند است. در آیات قرآنی، از مجموعه تعالیم قرآن مجیدْ به عنوان صراط مستقیم یاد شده، و همواره به انسان‏ها تأکید می‏شود که از رهنمودهای این کتاب هدایت‏گر تبعیّت کنند؛ چرا که در بین تمام راه‏ها، این صراط مستقیم است که نزدیک‏ترین و سالم‏ترین راهِ رسیدن به خداست و هیچ‏گونه شک و تردید و ابهامی در آن وجود ندارد. انسان از طریق پیمودن این مسیر تعالی، به مقام کمال می‏رسد و ثبات قدم در این راه، تمام وسوسه‏های شیطان را که همواره در کمین انسان است، نقش بر آب می‏سازد.

 

برهان

یکی از اوصافی که در سرتاسر قرآن، هشت بار به این کتاب بزرگ اطلاق شده، «برهان» است. در علت نامیده‏شدن قرآن به نام و صفت برهان، گفته شده که چون خداوند متعال دلیل صحت و درستی نزول آن، و نیز دلیل درستی مضامین و مباحثی که در آن آمده را در جای جای آیات قرآن قرار داده، به قرآن، برهان هم گفته می‏شود.

 

آیت اللّه‏ جوادی آملی در این‏باره می‏نویسد: «قرآن کریم محتوایی دارد که با فطرت درونی انسان‏ها هماهنگ و با جهان بیرونی مطابق است و از نظر شکل و قالب بیان هم به صورت برهانی روشن و با دلیل قاطع است؛ اگر درباره خود می‏گوید که کلام خداست با دلیل می‏گوید... و اگر به توحید و دین و وحی و رسالت و معاد رهنمون می‏شود، دلیل هر کدام را به همراه آن می‏آورد»؛ پس به این دلیل، خود را برهان می‏نامد.

 

مجید

واژه دیگری که در برخی آیات قرآنی، از آن به عنوان توصیف این کتاب سترگ یاد شده، «مجید» است. این کلمه، چهار بار در سرتاسر قرآن تکرار شده، ولی فقط در دو موردْ نام و وصف برای قرآن قرار گرفته است. در تبیین اصل معنای واژه مجید گفته شده که این واژه، در اصل به معنای وسعت است و گاهی در توصیف اصل ذات اقدس خداوند متعال نیز به کار می‏رود و این استعمال، به لحاظ وسعت بی‏منتهای رحمت وجودی باری تعالی است و در مورد قرآن نیز چون کلام الهی، از آن دسته از مخلوقات خداوند است که از ارزش و مقام و منزلت والایی برخوردار و دارای برکات بسیارْ فراوانی است، به مجموعه آیات و معارف پربرکت آن مجید اطلاق شده است.

 

عزیز

یکی دیگر از اوصاف قرآن «عزیز» است. در برخی از آیات، از مجموعه قرآنْ با صفت عزیز یاد شده است. از آن‏جا که آیات و معارف قرآن کریم، حقّ محض‏اند، هیچ‏گونه باطلی به آن راه نمی‏یابد و هیچ تفکر و اندیشه‏ای بر آن غلبه پیدا نمی‏کند؛ در نتیجه، در توصیف آنْ از واژه عزیز استفاده شده است. عزیز در لغت به معنای دشوار، نیرومند، پیروز و شکست‏ناپذیر به کار رفته است. این واژه، گر چه 99 بار در مجموعه آیات قرآن کریم به چشم می‏خورد، اما در همه موارد، به عنوان توصیف قرآن به کار نرفته است. برخی از اندیشمندان علوم قرآنی، در علت توصیف قرآن با واژه عزیز نوشته‏اند: چون کسی نمی‏تواند با آن به تحدّی برخیزد، قرآن عزیز نامیده شده است.

 

نام و اوصاف دیگر قرآن

برای قرآن کریم، نام‏ها و اوصاف زیادی ذکر شده است و حتی برخی از اندیشمندان علوم قرآنی، در این‏باره کتاب‏های مفصلی به نگارش در آورده‏اند و برخی، حدود نود اسم برای قرآن ذکر کرده‏اند که از جمله آن‏ها این اسامی و اوصاف است:

 

فصل، قَیِّم، تصدیق، مصدّق، متشابه، مَثانی، ثقیل، مبارک، عظیم، علیّ، وحی، رحمت، بشیر، بُشری، نذیر، عزیز، تذکره، ذکری، بصائر، تفصیل، بلاغ، حکمت، بیّنه، تبیان، علم، صدق، حقّ، حقّ الیقین، آیات، تنزیل، کلام اللّه‏، قول، حدیث، صُحف، مبین، حَبْل، عدل، امر، عُروة الوثقی، مرفوعة مطهّره، بیان، و... .

 

منابع و مآخذ

1. دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، بهاءالدین خرمشاهی، ج 2، انتشارات دوستان و ناهید، چ 1، پاییز 1377.

 

2. سروش آسمانی سیری در مفاهیم قرآنی، کاظم محمدی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ 1، تابستان 1381.

 

3. علوم قرآنی، آیت اللّه‏ معرفت، مؤسسه فرهنگی انتشارات التمهید، چ 1، بهار 1378.

 

4. قاموس قرآن، آیت اللّه‏ سید علی اکبر قریشی، دارالکتب الاسلامیه، چ 8، سال 1361.

 

5. قرآن در قرآن، عبداللّه‏ جوادی آملی، مرکز نشر اسراء، چ 1، بهار 1378.

 

6. قرآن‏شناسی، آیت اللّه‏ مصباح یزدی، مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی رحمه‏الله ، چ 2، بهار 1380.

 

http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?id=38975