سفارش تبلیغ
صبا ویژن

مهدی جان فصل آمدنت را همه ی مخلوقات می دانند

وقتی بیایی ضربان قلبها شنیدنی تر ، آبشارعاطفه ها وسیـع تر، رو یش گیاهان سریع تر ، اهتزاز زندگی دیدنی تر ، بهارمحبت طولانی تر و شکوه ایمان قوی تر می شود . فصل آمدنت را همه می شناسند ونغمه ی شادی را از دل وجان سر می دهند . فراتر از نسیم رحمتی ، دلپذیرتر از هر نعمتی ، یگانه ی هر صفتی و شاهچراغ خلقتی . هزاران بار مرا بسوی خود فراخواندی و خطا رفتم ؛ هزاران چراغ بر سر راهم افروختی و خاموش نمودم ؛ هزاران شکست بردل پاکت آوردم ومرا نشکستی ؛ هزاران بار از هزاران پدر مهربان تر بودی ومن گوش به حرفت نداشتم . تنها فرزند نرجس نیستی که هستی ؛ نه تو یوسف زهرایی . آخر ین سلاله ی پاک در سلسله ی چهارده اختر تابناک و پر فروغ ولایت وهدایتی . آبشارکلمات هستی بخش ، چهره ی ز یبایت را در هاله ای از نور فرو برده است فصل آمدنت را همه ی مخلوقات می دانند . آنگاه که سنگهای بیابان برق سم ّ ستوران را احساس کنند ، آنگاه که شمشیرها بر سر دستها به جنبش آیند ، آنگاه که ناله ی مظلومان در سینه ها حبس گردد ،  آنگاه که نگاه ها به سوی مکّه ، نه کعبه خیره گردد ، آنگاه که زندگان دلباخته مرگ خود را در گور ها فراموش کنند و مردگان بر فرق زندگان شمشیر زنند ، آنگاه که ابرهای بهاری  از شوق باریدن شدّت گیرند ، آنگاه که دستهای نیاز به درگاه بی نیاز بالا رود ، تو می آیی و فصل آمدنت را همه ی مخلوقات می دانند